ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

409

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

غلامان نظام الملك بزر دولت بودند [ 1 ] او را بكشتند بتهمت خون نظام الملك ، و بعد از وزارت ( 266 - آ ) عز الملك پسر نظام الملك ، كار مجد [ 2 ] الملك قمى بالا گرفت ، پس اسماعيل پسر اسماعيل نعالى [ 3 ] كه خال بركيارق بود از ارمنيه بيامد با سپاه و بكارزار [ 4 ] اندر كشته شد [ 5 ] آخر سنهء ستّ و ثمانين ، و از آن پس عم او تتش بيامد با سپاه بسيار بطمع پادشاهى ، و همدان بگرفت ، و سوى رى رفت ، و بىاندازه سپاه عراق با وى بودند ، و ميان ساوه و رى مصاف كردند جائى كه آن را دشت ماوه [ 6 ] خوانند و تتش كشته شد ، و على بن فرامرز بن علاء الدوله كشته شد كبا تتش [ 7 ] بود ، و اين حال سنه ثمان و ثما [ نين و اربع ] مائه بود ، و سلطان محمد بارّانيه [ 8 ] و آن حدود ملكت بود ، و سلطان سنجر را امير سپاه سالار برسق كبير سوى خراسان برد ، و پادشاهى بر وى مستقيم گشت ، و همانجايگاه برسق شهيد گشت از زخم كارد بواطنه ، و بعد از اين وقعتها بود و حربها ميان سلطانان : بركيارق و محمد ، و از جمله بمصاف سپيد رود امير داد اوزبك كشته شد از معروفان و گوهرايين و بمصاف شرّاه [ 9 ] مؤيّد الملك ابو بكر عبيد اللّه پسر نظام [ 10 ] گرفتار شد و سلطان

--> [ ( 1 ) ] ازين عبارت چيزى مفهوم نشد ؟ . و نيز واقعهء قتل نظام الملك از نسخه افتاده است . [ ( 2 ) ] اصل : محمد [ ( 3 ) ] كذا و هو امير اسماعيل بن ياقوتى بن چغرى بيك برادر زبيده خاتون مادر بركيارق ( راحه الصدور : 141 - 142 - ك : 10 ص 77 ) و متن مفهوم نشد [ ( 4 ) ] اين كارزار بر در كرج اتفاق افتاده است [ ( 5 ) ] اسماعيل در جنگ كشته نشد ، بلكه بعد از اين مصاف نزد خواهر خود زبيده مادر بركيارق آمد در ماه رجب و در ماه رمضان همان سال سلطان بركيارق او را بفرمود كشتن ( راحه : 142 ) ك : بزبيده پيوست و روزى چند برنيامد كمشتكين جاندار و آقسنقر و بوزان در خلوت ازو سخن بيرون كشيدند و او سرّ خود بروز داد كه قصد قتل سلطان دارد و همانجا او را بكشتند 10 ص 78 ) [ ( 6 ) ] عماد : عند قرية يقال لها واشلو على اثنى عشر فرسخا من الرى ( طبع قاهره ص 79 ) حاشيهء راحه : واشيلو ( ص : 143 ) ك : ندارد . ياقوت : داشيلوا ، قرية بينها و بين الرى اثنا عشر فرسخا بها كان مقتل تاج الدوله تتش بن الب ارسلان فى صفر سنه 488 ( 4 ص 26 ) [ ( 7 ) ] يعنى : كه با تتش و اين رسم در كتب كهنه مكرر ديده شد [ ( 8 ) ] عماد : جنزه - كه گنجه باشد ( ص 80 ) و گنجه از ايالت اران است [ ( 9 ) ] نام اين محل درك و عماد و راحة يافته نشد و ظ : شرا بالفتح التشديد . ناحية كبيرة من نواحى همدان ( ياقوت 5 - 246 ) و چون اين جنگ كه جنگ دوم است بر در همدان بوده است بايد شرا صحيح باشد [ ( 10 ) ] اصل : و پسر . مراد نظام الملك